������������

حر

فرهنگ نام ها

hor (عربی) آزاد ؛ (در قدیم) دارای اعتقاد و رفتار شایسته و بزرگوارانه ، جوانمرد ، آزاده ؛ (در اعلام) نام یکی از یاران امام حسین (ع) در واقعه‌ی عاشورا ، معروف به حُر بن ریاحی


طه

فرهنگ نام ها

tāhā (عربی) بیستمین سوره از قرآن کریم دارای صد و سی و پنج آیه ؛ (در اعلام) طه به لغتِ طی ' یا محمد ' می‌باشد یعنی ای محمد ، و به قولی نام رسول اکرم (ص) می‌باشد. + ن.ک. طاه


طیب

فرهنگ نام ها

tayyeb (عربی) پاک ، پاکیزه ، مطهر ؛ (در قد یم) آنچه پاک و مطبوع اس


ظفر

فرهنگ نام ها

zafar (عربی) پیروزی ، نصرت


ضیا

فرهنگ نام ها

ziyā (عربی ، ضیاء) (در قدیم) نور ، روشنی


طلا

فرهنگ نام ها

talā (عربی) زر ، فلزی زرد رنگ و قیمتی ؛ (در گفتگو) (به مجاز) هر شیئی یا هر شخص بسیار ارزشمند ؛ (به مجاز) آب طلا


صدف

فرهنگ نام ها

sadaf (عربی) نام عمومی نرم‌تنان دو کفه‌ای و نوعی خاص از آنها؛ (در قدیم) (در نجوم) نام سه ستاره به شکل مثلث بر دورِ قطب که ستاره‌ی قطبیِ جَدْی در میان آن است . [قدما اعتقاد داشتند که قطره‌ی بارانی در درون صدف جا می‌گیرد و تبدیل به مروارید می‌شود]


صفا

فرهنگ نام ها

safā (عربی) داشتن رفتار و کرداری همراه با دوستی و صمیمیت ، یکرنگی ، خلوص و صمیمیت ؛ (در اعلام) نام جایی در مکه در دامنه‌ی کوه ابوقبیس که حاجیان سعی خود را در آنجا تکمیل می‌کنند ؛ (در عرفان) پاکی در برابر کدورت را می گویند در اصطلاح یعنی پاکی طبع ...


صفی

فرهنگ نام ها

safi(y) (عربی) (در قدیم) خالص و یگانه (دوست) ؛ برگزیده ؛ صاف ، پاک ، روشن ؛ (به مجاز) صفی‌الله


صمد

فرهنگ نام ها

samad (عربی) (در قدیم) آن که دیگران به او نیازمند هستند و او از دیگران بی‌نیاز است و (به مجاز) خداوند


صنم

فرهنگ نام ها

sanam (عربی) (به مجاز) (شاعرانه) بت ، شخص زیبا رو ، معشوق زیبا رو ؛ (در عرفان) صنم در نزد بعضی از عرفا عبارت است از حقایق روحی در ظهور تجلی صورت صفاتی است


ضحا

فرهنگ نام ها

zohā (عربی ، ضحی) (در قدیم) زمانی پس از برآمدن آفتاب ، چاشتگاه ؛ آفتاب ، خورشید ؛ سوره‌ی نود و سوم قرآن کریم دارای یازده آی


شیث

فرهنگ نام ها

šeys (در اعلام) نام پیغمبری است که فرزند آدم (ع) است می‌گویند که مخترع حروف هجائیه بوده اس


صبا

فرهنگ نام ها

sabā (عربی) نسیم ملایم و خنکی که در برخی نواحی از طرف شمال شرق می‌وزد در مقابلِ دَبور ؛ (شاعرانه) (به مجاز) پیام رسان میان عاشق و معشوق ؛ (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) یکی از شعب بیست و چهارگانه موسیقی قدیم؛ (در عرفان) نفحات رحمانی که از جهت مشرق ...


صدر

فرهنگ نام ها

sadr جایی در مجلس که مخصوص نشستن بزرگان است و معمولاً روبروی درِ ورودی قرار دارد ، طرف بالای مجلس ؛ (به مجاز) اشخاص برتر و دارای مقام بالاتر ؛ (احترام آمیز) (به مجاز) مهتر و رئیس ؛ (در قدیم) سینه و (به مجاز) باطن و ذهن ؛ (در قدیم) (در نجوم) ستاره...


مهی

فرهنگ نام ها

mahi (مَه = ماه + ی (پسوند نسبت)) ، منسوب به ماه ، به مانند ماه ؛ (به مجاز) زیبا رو


نبی

فرهنگ نام ها

nabi (عربی) پیغمبر ، رسول ؛ (به مجاز) حضرت محمد (ص) .[چنانچه این کلمه به صورت نُبی /nobi/ خوانده شود به معنای ' قرآن ' است که اصل آن فارسی است


نجی

فرهنگ نام ها

naji (عربی) (در قدیم) نجات یافته ؛ (در اعلام) لقب حضرت نوح پیغمبر (ع)


ندا

فرهنگ نام ها

nedā (عربی) صدای بلند ، آواز ، بانگ


نسا

فرهنگ نام ها

nesā (عربی ، نساء) ؛ سوره‌ی چهارم از قرآن کریم ، دارای صد‌و ‌هفتاد ‌‌‌‌‌و شش آیه؛ (در قدیم) زنا


نصر

فرهنگ نام ها

nasr (عربی) یاری ، مدد ؛ پیروزی ، ظفر ؛ سوره‌ی صدو دهم از قرآن کریم دارای سه آیه ؛ (در اعلام) نام یکی از شاهان سامانی (نصربن احمد سامانی)


نقی

فرهنگ نام ها

naqi (عربی) (در قدیم) پاکیزه ، پاک ؛ برگزیده ؛ (در اعلام) لقب ابوالحسن علی بن محمد امام دهم شیعیان (ع


نلی

فرهنگ نام ها

neli صورت دیگر نیلی ، ← نیلی


نها

فرهنگ نام ها

nehā آبگینه ، شیشه ؛ (به مجاز) زیبا


نوا

فرهنگ نام ها

navā صدای موسیقیایی، نغمه؛ (در موسیقی ایرانی) یکی از دستگاههای هفت‌گانه‌ی موسیقی سنتی ایران؛ آوازِ پرندگان خوش صدا ، مانند بلبل ؛ (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) آواز ، از الحان قدیمی، پرده ، مقام ؛ سامان و ترتیب و نظم ؛ (در قدیم) (به مجاز) نفع و سو...


نوح

فرهنگ نام ها

nuh (عربی) سوره‌ی هفتاد و یکم از قرآن کریم دارای بیست و نه آیه ؛ (در اعلام) نام یکی از پیغمبران اولوالعزم که نسبتش به آدم می‌رسد ؛ (واژه‌ی نوح در عبری به معنی ' راحت ' می باشد)


نکو

فرهنگ نام ها

neku (= نیکو) زیبا ؛ شخص زیبا رو ؛ شایسته ، پسندیده ، نیکوکار ؛ (در قدیم) نیکو ، خوب


نیر

فرهنگ نام ها

nayyer (عربی) روشن ، منور ؛ (در قدیم) ستاره ، کوکب


نیل

فرهنگ نام ها

nili (سنسکریت) (در گیاهی) ماده‌ای گیاهی و آبی رنگ که در نقاشی و برای خوش رنگ کردن پارچه‌های سفید پس از شستشو به کار می‌رود ؛ (در گیاهی) گیاهی علفی یا درختچه‌ای از خانواده‌ی نخود و کرک‌دار که از برگ‌های آن ماده‌ای رنگی به دست می‌آید ؛ (در قدیم) اس...


نیو

فرهنگ نام ها

niv (در قدیم) دلیر ، شجاع


نیک

فرهنگ نام ها

nik خوب، نیکو؛ (در حالت قیدی) به خوبی ؛ آدم خوب ، شخص صالح ؛ (در قدیم) مفید ، سودمند؛ شایسته ، کامل ؛ خوبی ، نیکی ؛ خوشی ، سعادت ؛ (در نجوم) دارای اثر فرخنده ، سعد


هبه

فرهنگ نام ها

hebe (عربی) دادن چیزی به کسی بدون دریافت چیزی در مقابل آن ؛ بخشش ؛ عطا و (در فقه و حقوق) ، عقدی که در آن شخصی مالی را بدون دریافت چیزی به دیگری واگذار می‌کند ؛ هِبه در میتولوژیِ [اسطوره شناسیِ] یونان نماد مؤنث جوانی و شکوفایی شناخته شده است


هدی

فرهنگ نام ها

hodā (عربی) (در قدیم) هدایت کردن ، هدایت ، راهنمایی ؛ رسیدن به حق و حقیقت ؛ راه راست ، مسیر درست ؛ (به مجاز) دین هدایت ، اسلام


هلن

فرهنگ نام ها

helen (در اعلام) هلن دختر ژوپیتر خدای خدایان یونان یکی از وسوسه‌انگیزترین زنان میتولوژی [اسطوره شناسی] یونان است که زندگی رؤیایی‌اش پیوسته الهام بخش شعرا ، نویسندگان و صورت نگاران بوده و شاهکارهای بسیاری به نام او بوجود آمده اس


هما

فرهنگ نام ها

homā (در پهلوی به معنی فرخنده)؛ پرنده‌ای با جثه‌ای نسبتاً درشت از خانواده‌ی لاشخورها ، دارای بال‌های بلند ، دُم بلندِ لوزی شکل به رنگ خاکستری و یک دسته مو در زیر منقار . [هما به خوردن استخوان مشهور است و قدما می پنداشتند سایه‌اش بر سر هر کس بیفتد...


همت

فرهنگ نام ها

hemmat (عربی) اراده ، انگیزه ، و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف ؛ بلند طبعی ، بلند نظری ، جوانمردی ؛ (در قدیم) خواست ، آرزو ؛ (در تصوف) توجه قلب با تمام نیروی روحی به خداوند، دعا از صمیم قلب


هنا

فرهنگ نام ها

hanā (عربی) شادمانی و خوشبختی


هور

فرهنگ نام ها

huri (اوستایی) خورشید ، مهر ، خور


آتا

فرهنگ نام ها

ātā (ترکی) پدر ، جد ، سرپرست ، ریش سفید ؛ (در اعلام) نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی جبال 'نیشپو' که در جنوب آن ' داگارا ' واقع بود. و محتملاً در نقطه‌ای [در جغرافیای قدیم] از ناحیه‌ی صحنه (سنندج) که توسط لشکر آشوریان تار و مار شد


آتش

فرهنگ نام ها

ātaš حرارت توأم با نور ، یکی از عناصر اربعه؛ (به مجاز) حرارت و گرما؛ (به مجاز) عواطف تند ، شور و شوق ؛ (به مجاز) برق ، تلألؤ ؛ (در قدیم) (به مجاز) شراب


آذر

فرهنگ نام ها

āzar (پهلوی) (در قدیم) آتش ، نار ؛ ماه نهم از سال شمسی ؛ (در قدیم) (گاه شماری) نام روز نهم از ماه شمسی در ایران قدیم ؛ (در قدیم) (به مجاز) آتشکده ؛ فرشته نگهبان آتش نزد ایرانیان باستان


آرا

فرهنگ نام ها

ārāi (مخفف آراینده) ، به معنی آراستن ؛ زیور ، زینت و آرایش ؛ آرایش‌کننده ، آراینده . [این واژه با واژه‌ی عربی آرا (آراء) به معنی رأی‌ها ، نظرها و عقیده‌ها هم آوا و هم نویسه می‌باشد]


آرش

فرهنگ نام ها

āraš درخشنده ؛ (در اعلام) نام یکی از تیراندازان زمان منوچهر شاه که ماجرای پرتاب تیر او از داستانهای حماسی است ؛ (در اعلام) نام پسر دوم کیقباد و برادر کیکاووس ، مشهور به کی‌آرش؛ (در شاهنامه) جد اعلای اشکانیان (= ارشک و اشک)


آسا

فرهنگ نام ها

āsā آسودن ؛ آسایش دهنده ، وقار ، ثبات ، آراینده ؛ (در قدیم) شکل و شمایل


آسو

فرهنگ نام ها

āsu (کردی) به معنی افق طلایی؛ (در پهلوی) صورت پهلوی واژه‌ی ' آهو ' ؛ (در اوستایی) آسو به معنای تندی ، شتاب و کوشا آمده است


آصف

فرهنگ نام ها

āsef (عربی از عبری) آصف [ابن برخیا] ، نام دبیر یا وزیر حضرت سلیمان نبی (ع) که در قرآن کریم ذکر آن رفته است ؛ (در قدیم) عنوان و لقبی بوده برای وزیرا


آلا

فرهنگ نام ها

ālāi (پهلوی) سرخ ، سرخ‌کم‌رنگ


آنا

فرهنگ نام ها

ānāi (ترکی) زن ، مادر ، والده ، مام ؛ زن سالخورده ؛ اساسی ، پایه


آهو

فرهنگ نام ها

āhui غزال ، غزاله ؛ (به مجاز) معشوق زیبا ؛ (در قدیم) (به مجاز) چشم زیبا ؛ (در قدیم) (به مجاز) تندرونده ، سریع‌ العمل


آوا

فرهنگ نام ها

āvāi آواز ، بانگ ، صوت ، عقیده ، رأی ؛ صدایی که به آواز خوانده می‌شود یا از آلات موسیقی به گوش می‌رسد ؛ (در قدیم) شهرت ، آواز


کلمات اتفاقی