قوانین

قوانین

دیکشنری فارسی به انگلیسی

(sing.lex) ـ n: تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن


قوانین

لغت ‌نامه دهخدا

قوانین . [ ق َ ] ج ِ قانون . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) : نندیشم از ملوک و سلاطینش دیگر کنم رسوم و قوانینم . ناصرخسرو. رجوع به قانون شود.


قوانین

فرهنگ معین

جِ قانون.


قوانین

فرهنگ عمید

= قانون۱


قوانین

فرهنگ واژه‌های فارسی سره

قوانین: آساها


قوانین شرع

دیکشنری فارسی به انگلیسی

قانون شرز، قانون کلیسایى


وضع قوانین

دیکشنری فارسی به انگلیسی

v: رمزى کردن، تدوین، (حقوق) جمع و تدوین قوانین، وضع قوانین، قانون نویسى


جنگ قوانین

دیکشنری فارسی به انگلیسی

n: مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه corpus


وضع قوانین

دیکشنری عربی

التصنیف


قوانین‌ کشور

دیکشنری فارسی به انگلیسی

ساختمان و وضع طبیعى، تشکیل، تاسیس، مشروطیت، قانون اساسى، نظام نامه، مزاج، بنیه


قوانین موضوعه

دیکشنری فارسی به انگلیسی

کتاب نظامنامه، کتاب قانون، (مجازى) قوانین موضوعه


مجموعه قوانین

دیکشنری فارسی به انگلیسی

n: مجموعه قوانین، دستخط کهنه، نسخه قدیمى code
n: نظام نامه، رمز، قانون، به صورت رمز درآوردن، مجموعه قانون تهیه کردن، رمزى کردن، برنامه، دستورالعملها code ـ (64) statute book
کتاب نظامنامه...


قوانین شبه جرم

دیکشنری حسابداری

tort law


قوانین ضد انحصار

دیکشنری حسابداری

anti trust laws


قوانین وراثت مندل

دیکشنری فارسی به انگلیسی

" mendel's laws


قوانین - وضع -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

v: رمزى کردن، تدوین، (حقوق) جمع و تدوین قوانین، وضع قوانین، قانون نویسى


جمع وتدوین قوانین

دیکشنری عربی

التصنیف


مجموعه قوانین رومی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

" roman law


جمع و تدوین قوانین

دیکشنری فارسی به انگلیسی

v: رمزى کردن، تدوین، (حقوق) جمع و تدوین قوانین، وضع قوانین، قانون نویسى


قلمرو قوانین جزایی

قوانین ایران

قلمرو قوانین جزایی : قوانین جزایی درباره کلیه کسانی که در قلمرو حاکمیت ایران مرتکب جرم شوند اعمال می‌گردد مگر آن‌که به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.


قلمرو قوانین جزایی

قوانین ایران

قلمرو قوانین جزایی : قوانین جزایی درباره کلیه کسانی که در قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرم شوند اعمال می‌گردد مگر آن‌که به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.


قوانین مالیات برآمد

دیکشنری حسابداری

income tax acts


قوانین مختلف شرکتها

دیکشنری حسابداری

companies acts


مجموعه قوانین‌ انصاف

دیکشنری فارسی به انگلیسی

n: قاعده انصاف، انصاف بى غرضى، تساوى حقوق


موضوعه - قوانین -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

کتاب نظامنامه، کتاب قانون، (مجازى) قوانین موضوعه


قوانین - مجموعه -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

n: مجموعه قوانین، دستخط کهنه، نسخه قدیمى


قوانین نهی‌ از منکرات

دیکشنری فارسی به انگلیسی

" blue law


تدوین قوانین - جمع -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

v: رمزى کردن، تدوین، (حقوق) جمع و تدوین قوانین، وضع قوانین، قانون نویسى


لازم‌الاجرا شدن قوانین

قوانین ایران

لازم‌الاجرا شدن قوانین : قوانین 15 روز پس از انتشار در سراسرکشور لازم‌الاجراست مگر آن که در خود قانون ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر شده باشد.


لازم‌الاجرا شدن قوانین

قوانین ایران

لازم‌الاجرا شدن قوانین : قوانین در تهران ده روز پس از انتشار و در ولایات بعد از انقضا مدت مزبور به اضافه یک روز برای هر شش فرسخ مسافت تا تهران لازم‌الاجرا است مگر اینکه خود قانون ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر کرده باشد.


قوانین و مقررات مشت زنی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

" queensberry rules


حقوقی سخت و بی - قوانین -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

مربوط به دراکو مقنن سختگیر آتن، قوانین حقوقى سخت و بى رحمانه، اژدهایى


کتاب حاوی قوانین و مقررات

دیکشنری فارسی به انگلیسی

کتاب نظامنامه، کتاب قانون، (مجازى) قوانین موضوعه


نقض قوانین و مقررات دولتی

دیکشنری حسابداری

violation of laws and government regulations


حقوق و قوانین دوره - متخصص -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

متخصص حقوق و قوانین دوره ملوک الطوایفى، بیعت کننده با دشمن، متحد دشمن، منافق


قوانین حقوقی سخت و بی رحمانه

دیکشنری فارسی به انگلیسی

مربوط به دراکو مقنن سختگیر آتن، قوانین حقوقى سخت و بى رحمانه، اژدهایى


قوانین شرعی و عرفی - مجموعه -

دیکشنری فارسی به انگلیسی

تلمود، مجموعه قوانین شرعى و عرفى یهود


قوانین و مقررات موضوعه (آمره)

دیکشنری حسابداری

applicable laws and regulations


مصونیت‌ از قوانین‌ کشور میزبان

دیکشنری فارسی به انگلیسی

" extraterritoriality


مجموعه قوانین شرعی و عرفی یهود

دیکشنری فارسی به انگلیسی

تلمود، مجموعه قوانین شرعى و عرفى یهود


وابسته به قوانین مصوبه توسط مجلس

دیکشنری فارسی به انگلیسی

adj: طبق قانون موضوعه، قانونى، مقرر، طبق قانون statutory


حسابرسی رعایت قوانین و مقررات موضوعه

دیکشنری حسابداری

regularity audit


متخصص حقوق و قوانین دوره ملوک الطوایفی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

متخصص حقوق و قوانین دوره ملوک الطوایفى، بیعت کننده با دشمن، متحد دشمن، منافق


وابسته به مصونیت‌ از قوانین‌ کشور میزبان

دیکشنری فارسی به انگلیسی

واقع درخارج قلمرو داخلى، خارج مملکتى


سازمان تنقیح و تدوین قوانین و مقررات کشور

قوانین ایران

سازمان تنقیح و تدوین قوانین و مقررات کشور : دولت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون ظرف یک سال به منظور تدوین قوانین و مقررات کشور و پیشنهاد تنقیح آن‌ها سازمانی به نام سازمان تنقیح و تدوین قوانین و مقررات کشور زیر نظر نخست وزیر تأسیس کند. این سازمان...


قوانین ایالتی حمایتی از حقوق سرمایه گذاران

دیکشنری حسابداری

blue sky laws


اقتصاد قوانین و مقررات/ اصول اقتصادی نظارت

دیکشنری حسابداری

economics of regulation


انقیاد و پیروی از فرامین و قوانین شخص دیگری

دیکشنری فارسی به انگلیسی

پیروى از قانون دیگرى، انقیاد و پیروى از فرامین و قوانین شخص دیگرى


بازارهای آزاد بازارهایی که از سیطره قوانین و مقررات نظارتی، آزاد

دیکشنری حسابداری

free markets